اين
مطلب كه برخي از صحابه قصد داشتهاند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
را ترور كنند ، از ديدگاه شيعه و سني قطعي است ؛ چنانچه در قرآن كريم آمده
است :
وأخرج
البيهقي في الدلائل عن عروة رضي الله عنه قال رجع رسول الله صلى الله عليه
وسلم قافلا من تبوك إلى المدينة حتى إذا كان ببعض الطريق مكر برسول الله
صلى الله عليه وسلم ناس من أصحابه فتآمروا أن يطرحوه من عقبة في الطريق
فلما بلغوا العقبة أرادوا أن يسلكوها معه فلما غشيهم رسول الله صلى الله
عليه وسلم أخبر خبرهم فقال من شاء منكم أن يأخذ بطن الوادي فإنه أوسع لكم
وأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم العقبة وأخذ الناس ببطن الوادي الا
النفر الذين مكروا برسول الله صلى الله عليه وسلم لما سمعوا ذلك استعدوا
وتلثموا وقد هموا بأمر عظيم وأمر رسول الله صلى الله عليه وسلم حذيفة بن
اليمان رضي الله عنه وعمار بن ياسر رضي الله عنه فمشيا معه مشيا فامر
عمارا أن يأخذ بزمام الناقة وأمر حذيفة يسوقها فبينما هم يسيرون إذ سمعوا
وكزة القوم من ورائهم قد غشوه فغضب رسول الله صلى الله عليه وسلم وأمر
حذيفة أن يردهم وأبصر حذيفة رضي الله عنه غضب رسول الله صلى الله عليه
وسلم فرجع ومعه محجن فاستقبل وجوه رواحلهم فضربها ضربا بالمحجن وأبصر
القوم وهم متلثمون لا يشعروا انما ذلك فعل المسافر فرعبهم الله حين أبصروا
حذيفة رضي الله عنه وظنوا ان مكرهم قد ظهر عليه فأسرعوا حتى خالطوا الناس
وأقبل حذيفة رضي الله عنه حتى أدرك رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما
أدركه قال اضرب الراحلة يا حذيفة وامش أنت يا عمار فأسرعوا حتى استووا
بأعلاها فخرجوا من العقبة ينتظرون الناس فقال النبي صلى الله عليه وسلم
لحذيفة هل عرفت يا حذيفة من هؤلاء الرهط أحدا قال حذيفة عرفت راحلة فلان
وفلان وقال كانت ظلمة الليل وغشيتهم وهم متلثمون فقال النبي صلى الله عليه
وسلم هل علمتم ما كان شأنهم وما أرادوا قالوا لا والله يا رسول الله قال
فإنهم مكروا ليسيروا معي حتى إذا طلعت في العقبة طرحوني منها قالوا أفلا
تأمر بهم يا رسول الله فنضرب أعناقهم قال أكره أن يتحدث الناس ويقولوا ان
محمدا وضع يده في أصحابه فسماهم لهما وقال اكتماهم .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ
فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا
يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما
لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ . التوبه / 74 .
منافقان
به نام خدا سوگند ياد ميكنند كه چيز بدى نگفتند (چنان نيست) آنان سخنان
كفرآميز بر زبان آوردند و بعد از اسلام آوردن ، كافر شدند و تصميماتى
اتخاذ كردند كه موفق به انجام آنها نشدند (سوء قصد بجان رسول خدا) آن ها
به جاى آن كه در برابر نعمت و ثروتى كه به فضل و بخشش خدا و پيامبرش نصيب
آنها شده ، سپاسگزار باشند ، در مقام كينه و دشمنى بر آمدند ، با اينحال
اگر توبه كنند براى آنها بسيار بهتر است و اگر نافرمانى كنند ، خدا آنها
را در دنيا و آخرت به عذابى بس دردناك مجازات خواهند كرد و در روى زمين
هيچ دوست و ياورى براى آنان نخواهد بود .
بسياري از مفسرين اهل سنت در تفسير « وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
» گفتهاند كه مراد كساني هستند كه قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوك رسول
خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ترور نمايند ؛ چنانچه سيوطي مفسر مشهور
اهل سنت مينويسد :
الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 3 - ص 259 .
بيهقى
در دلائل النبوة از عروه روايت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه
صلّى اللَّه عليه و آله با مسلمين از تبوك مراجعت مي كرد و در راه مدينه
بسير خود ادامه ميداد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند ، و تصميم
گرفتند كه آن جناب را در يكى از گردنههاى بين راه به طور مخفيانه از بين
ببرند ، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند .
پيغمبر
اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) از اين تصميم خائنانه مطلع شد و فرمود :
هر كس ميل دارد از راه بيابان برود ؛ زيرا كه آن راه وسيع است و جمعيت به
آسانى از آن مي گذرد ، حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم ) هم از راه
عقبه كه منطقه كوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، اما آن چند نفر كه
اراده قتل پيغمبر را داشتند براى اين كار مهيا شدند ، و صورت هاى خود را
پوشانيدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود ، حذيفة بن يمان و
عمار بن ياسر در خدمتش باشند ، و به عمار فرمود : مهار شتر را بگيرد و
حذيفه هم او را سوق دهد ، در اين هنگام كه راه ميرفتند ناگهان صداى دويدن
آن جماعت را شنيدند ، كه از پشت سر حركت ميكنند و آنان حضرت رسول را در
ميان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى كنند .
پيغمبر
اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) از اين جهت به غضب آمد ، و به حذيفه امر
كرد كه آن جماعت منافق را از آن جناب دور كند ، حذيفه به طرف آن ها حمله
كرد و با عصائى كه در دست داشت ، بر صورت مركبهاى آنها زد و خود آنها را
هم مضروب كرد ، و آنها را شناخت ، پس از اين جريان خداوند آنها را مرعوب
نمود و آنها فهميدند كه حذيفه آنان را شناخته و مكرشان آشكار شده است ، و
با شتاب و عجله خودشان را به مسلمين رسانيدند و در ميان آنها داخل شدند .
بعد
از رفتن آنها حذيفه خدمت حضرت رسول رسيد ، و پيغمبر فرمود : حركت كنيد ، و
با شتاب از عقبه خارج شدند ، و منتظر بودند تا مردم برسند ، پيغمبر اكرم
فرمود : اى حذيفه شما اين افراد را شناختيد ؟ عرض كرد : مركب فلان و فلان
را شناختم ، و چون شب تاريك بود ، و آنها هم صورتهاى خود را پوشيده
بودند ، از تشخيص آنها عاجز شدم .
حضرت
فرمود: فهميديد كه اينها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام
دهند ؟ گفتند : مقصود آنان را ندانستيم ، گفت : اين جماعت در نظر گرفته
بودند از تاريكى شب استفاده كنند و مرا از كوه بزير اندازند ، عرض كردند :
يا
رسول اللَّه ! امر كنيد تا مردم گردن آنها را بزنند ، فرمود : من دوست
ندارم مردم بگويند كه محمد اصحاب خود را متهم ميكند و آنها را ميكشد ،
سپس رسول خدا آنها را معرفي كرد و فرمود : شما اين موضوع را نديده بگيريد
و ابراز نكنيد .
اما
اين كه اين افراد چه كساني بودهاند روشن نيست . برخي از علماي اهل سنت
همانند ابن حزم اندلسي كه از استوانههاي علمي اهل سنت به شمار ميرود نام
اين افراد را آوره است . وي در كتاب المحلي مينويسد:
ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه وسلم وإلقاءه من العقبة في تبوك.
المحلى،
ابن حزم، ج 11، ص 224، وفات: 456، ناشر: دار الفكر، توضيحات: طبعة مصححة
ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة كما قوبلت على النسخة التي حققها
الأستاذ الشيخ أحمد محمد شاكر .
ابوبكر
، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه
وآله وسلم ) را داشتند و ميخواستند آن حضرت را از گردنهاي در تبوك به
پايين پرتاب كنند .
البته
ابن حزم ، وقتي اين حديث را نقل ميكند ، تنها اشكالي كه به روايت دارد ،
وجود وليد بن عبد الله بن جميع در سلسله سند آن است و لذا ميگويد كه اين
روايت موضوع و كذب است .
ما
در اين جا نظر علماي علم رجال و بزرگان اهل سنت را در باره وليد بن عبد
الله نقل ميكنيم تا ببنيم كه نظر ابن حزم از نظر علمي چه ارزشي دارد و تا
چه اندازه قابل قبول است .
وقتي به كتابهاي رجالي اهل سنت مراجعه ميكنيم ، مي بينيم كه بسياري از علماي
اهل سنت ، وليد بن عبدالله بن جميع را توثيق كرده و او را صدوق و ثقه
خواندهاند ؛ چنانچه ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الإطلاق اهل سنت و يكي
ديگر از استوانههاي علمي اهل سنت در تقريب التهذيب در باره او مينويسد:
7459 - الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري المكي نزيل الكوفة صدوق.
تقريب التهذيب،ابن حجر، ج 2، ص 286،
وفات: 852، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ: الثانية، سال چاپ:
1415 - 1995 م، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان، توضيحات: طبعة
مقابلة على نسخة بخط المؤلف وعلى تهذيب التهذيب وتهذيب الكمال .
و همچنين ابن سعد در الطبقات الكبري مينويسد:
الوليد بن عبد الله بن جميع الخزاعي من أنفسهم وكان ثقة وله أحاديث .
الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 6 - ص 354، وفات: 230، چاپخانه: دار صادر، بيروت، ناشر: دار صادر، بيروت .
و عجلي در معرفة الثقات خودش مينويسد:
الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري مكي ثقة.
معرفة الثقات،العجلي، ج 2 - ص 342، وفات: 261، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1405، ناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة .
و نيز رازي در كتاب الجرج و التعديل در باره او مينويسد:
نا عبد الرحمن نا عبد الله بن أحمد بن محمد بن حنبل فيما كتب إلى قال قال أبى: الوليد بن جميع ليس به بأس . نا عبد الرحمن قال ذكره أبى عن إسحاق بن منصور عن يحيى بن معين أنه قال: الوليد ابن جميع ثقة . نا عبد الرحمن قال سئل أبى عن الوليد بن جميع فقال: صالح الحديث . نا عبد الرحمن قال سألت أبا زرعة عن الوليد بن جميع فقال: لا بأس به.
الجرح
والتعديل،الرازي، ج 9، ص 8، وفات: 327، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1371 - 1952
م، چاپخانه: مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانية، بحيدر آباد الدكن،
الهند، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، توضيحات: عن النسخة
المحفوظة في كوپريلي ( تحت رقم 278) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة مراد
ملا ( تحت رقم 1427) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة دار الكتب المصرية (
تحت رقم 892) .
و مزي در تهذيب الكمال مينويسد:
قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبيه، وأبو داود: ليس به بأس . وقال إسحاق بن منصور، عن يحيى بن معين: ثقة. وكذلك قال العجلي وقال أبو زرعة: لا بأس به وقال أبو حاتم: صالح الحديث.
تهذيب
الكمال،المزي، ج 31، ص 36 – 37، وفات: 742، تحقيق: تحقيق وضبط وتعليق:
الدكتور بشار عواد معروف، چاپ: الرابعة، سال چاپ: 1406 - 1985 م، ناشر:
مؤسسة الرسالة، بيروت، لبنان.
و ذهبي از بزرگترين علماي رجال اهل سنت در ميزان الاعتدال در باره وليد بن جميع مينويسد:
وثقه ابن معين، والعجلي. وقال أحمد وأبو زرعة: ليس به بأس. وقال أبو حاتم: صالح الحديث.
ميزان
الاعتدال، الذهبي، ج 4، ص 337، وفات: 748، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ:
الأولى، سال چاپ: 1382 - 1963 م، ناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر -
بيروت – لبنان .
و
از همۀ اينها مهمتر اينكه مسلم نيشابوري در صحيح مسلم دو بار از وليد بن
عبد الله بن جميع روايت نقل كرده است: يك بار در جلد 5، ص 177 ذيل باب
الوفاء بالعهد، و بار ديگر در ج8، ص 123 در كتاب صفات المنافقين و
احكامهم. و اين نشان ميدهد كه وليد بن عبد الله از نظر ايشان موثق بوده
است كه از او حديث نقل ميكند و گرنه نبايد نقل ميكرد. و اگر كسي بخواهد
وليد بن عبدالله را تضعيف كند، بايد نام صحيح را نيز از كتاب صحيح مسلم
بردارد.
پس
در حقيقت اين علماي اهل سنت هستند كه بايد از اين مطلب جواب دهند كه چرا
ابن حزم اندلسي چنين روايتي را نقل و به صورت غير عالمانه آن را رد كرده
است .
در نتيجه وليد بن عبد الله بن جميع ثقه است و به تبع آن اين روايت نيز كاملا صحيحه است .
البته
ما به صحت و سقم اين مطلب كه آنها در اين ترور شركت داشتهاند يا نه ،
كاري نداريم ما فقط ميخواستيم سخن ابن حزم اندلسي را از نظر علمي نقد و
بررسي كنيم .
طی پیگیری های به عمل آمده نسبت به خبر خنثی شدن توطئه ترور مسئولان سیستان و بلوچستان
نقل شده از سایت رجانیوز گویا این خبر متعلق به چند ماه قبل بوده اما تاکنون اجازه
نشر آن داده نشده بود ولی با توجه به حساسیت موضوع ما را بر آن داشت که نسبت به
واقعه رخ داده تحقیق بیشتری بنماییم و نهایتا طی تماس با چند مقام آگاه به مطالب
جدیدتری دست یافتیم که در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.
پس از کشف و خنثی نمودن عملیات ترور و دستگیری عوامل مربوطه
و برقراری دادگاه عوامل ، مولوی اسلام دوست ( امام جمعه
موقت چابهار) آزاد ولی مولوی عبدالقدوس و مولوی محمد یوسف سربازی و تنی چند از
مولوی ها که در این عملیات با گروه عبدالمالک ریگی همکاری داشتند به اعدام محکوم گشتند .
متاسفانه در جواب تصمیم اعدام این افراد ، گروه تروریستی و
جنایتکار عبدالمالک ریگی تهدید کرده است در صورت اجرای احکام تروریستهای دستگیر
شده آنان نیز با انجام علمیات تلافی جویانه و ترور
چند تن از مسئولان تراز اول استان از خود عکس العمل
نشان خواهند داد . لازم به ذکر است در این میان پسر
مولوی ملامحمد سربازی نیز برای گذراندن دوره عملیات خربکارانه به پاکستان گریخته و
پسر مولوی عبدالرحمان ( امام جمعه سابق چابهار) نیز جهت جابجایی و انتقال مواد منفجره برای استفاده
در عملیاتهای انتحاری به پاکستان رفته بود طی انفجاری کشته شد . نکته قابل توجه در
این میان این است که پدر وی ( مولوی عبدالرحمان امام جمعه سابق چابهار ) همان
شخصیتی بودند که یکبار در میان خطبه های نمازجمعه علنا از رژیم صهیونیستی طرفداری
کرده بود اما با عکس العمل مسئولین مواجه گردید و مجبور شد که رسما نسبت به موضع
خود عذرخواهی نماید .
افشاگري هاي دکتر سيد محمد حسيني قزويني در مورد وهابيت و وهابي ها
حتما تا آخر ببينيد و بشنويد و تامل کنيد
توصيه استاد دکتر حسيني قزويني مبني بر رعايت ادب و نزاکت در برابر اهل سنت
اتهام خنده دار بدعت به شيعه از سوي وهابيت ببينيد و بخنديد
مشرک دانستن شيعه در همايش ختم بخاري دارالعلوم زاهدان زير چتر جمهوري اسلامي
ايران واقعا اگر يک شيعه در عربستان اينگونه اعلام مي کرد با چه واکنشي از سوي
وهابي ها مواجه مي شديم آنان که به راحتي شيعيان را در محکمه هاي وهابيت خود
محاکمه مي کنند و مخفيانه در زندان هاي خود اعدام مي کنند
اعترافات دکتر قزويني و تحريف سخنان دکتر از سوي وهابي هاي زاهدان
استاد حسيني
قزويني در سخناني اعلام داشتند که وهابي ها در ايجاد شبهه بسيار حرفه اي عمل مي
کنند و شبهه هايي که بسيار پيش پا افتاده و بدون سند و ابتدايي هستند را به صورت
موذيانه به خورد شيعه مي دهند
تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت اول
تهاجمات وهابيت بر عليه شيعه قسمت دوم
تشابه وهابی ها و صهیونیست ها
چه تفاوتی
می بینید بین صهیونیست ها و وهابی ها
صهیونیست ها هنگام بمباران زنان و کودکان را هم می کشند
وهابی ها در عراق و افغنستان هنگام انتحار کردن زنان و کودکان را می کشند
وهابی ها در افغانستان و عراق هنگام حمله درختان را آتش می کشند و زمین
کشاورزی را نابود می کنند
وهابی ها از حمایت امریکا و عربستان و اردن برخوردارند
وهابی ها متشکل هستند از افراطیون سنی
وهابی ها زاییده استعمارگران در قرن 20 هستند
وهابی ها برای جلوگیری از متوجه شدن مسلمین از افتضاحات و جنایات بعضی از
صحابه زمان پیامبر (ص) مطالعه و پژوهش در مورد شخصیت صحابه را ممنوع و پژوهشگر را
واجب القتل می دانند
صهیونیست ها و وهابی ها هر دو زاییده انگلستانند
و هزاران تشابه دیگر که شما امروزه در عربستان و افغانستان و عراق می بینید که
چگونه مردم مسلمان را سر می برند و قتل عام می کنند
حتما تا
آخر ببینید و بشنوید و تامل کنید
توصیه
استاد دکتر حسینی قزوینی مبنی بر رعایت ادب و نزاکت در برابر اهل سنت
اتهام خنده دار بدعت به شیعه از سوی وهابیت ببینید و بخندید
مشرک
دانستن شیعه در همایش ختم بخاری دارالعلوم زاهدان زیر چتر جمهوری اسلامی ایران
واقعا اگر یک شیعه در عربستان اینگونه اعلام می کرد با چه واکنشی از سوی وهابی ها
مواجه می شدیم آنان که به راحتی شیعیان را در محکمه های وهابیت خود محاکمه می کنند
و مخفیانه در زندان های خود اعدام می کنند
اعترافات
دکتر قزوینی و تحریف سخنان دکتر از سوی وهابی های زاهدان
استاد
حسینی قزوینی در سخنانی اعلام داشتند که وهابی ها در ایجاد شبهه بسیار حرفه ای عمل
می کنند و شبهه هایی که بسیار پیش پا افتاده و بدون سند و ابتدایی هستند را به
صورت موذیانه به خورد شیعه می دهند
تهاجمات
وهابیت بر علیه شیعه قسمت اول
تهاجمات
وهابیت بر علیه شیعه قسمت دوم

وهابیها به خیال خودشان در حال کوبیدن شیعه هستند اما زهی خیال باطل چرا که شیعه امروز در اوج اعتلای خود قرار دارد .
متن زیر را از سایت موسسه ولیعصر راجع به مناظره وی با دکتر الغامدی است که برایتان ذکر می کنم
آدرس لینک خبر کلیک کنید
چند
روزي است كه برخي از سايتها و وبلاگهايي برادران اهل سنت ، كتابي را با
عنوان «گفتگوي آرام با دكترمحمد حسيني قزويني» تأليف پروفسور احمد بن سعد
غمدان الغامدي از اساتيد دانشگاه ام القري مكه ، روي سايتها و بلاگهاي
خود قرار داده و تبليغات عجيبي را پيرامون آن به راه انداختهاند ؛ غافل
از اين كه اين قضيه مربوط به سالهاي پيش است و خبر تازهاي نيست . استاد
قزويني نيز به آن كتاب، در کتابي تحت عنوان قصة الحوار الهادي جواب مفصل دادهاند كه دوستان عزيز ميتوانند از قسمت « كتب و مقالات » سايت آن را دانلود نمايند .
واعتذر
للاستاذ أبي المهدي لنشرها واعتذر عن العبارات القاسية التي وردت في
الرسالة والتي قد حررت كثيراً منها في هذه الطبعة الثانية ولعلي استدرك
مافات ، في طبعات اخري انشاء الله .
از
استاد ابوالمهدي به خاطر نشر اين نوشته معذرت ميخواهم، و همچنين از او به
خاطر ذکر جملاتي تند در کتاب پوزش ميطلبم که در اين چاپ (دوم) بسياري را
تصحيح کردهام و اميدوارم که آنچه از قلم افتاده در چاپهاي آينده اصلاح
کنم.
و انشاء الله در آتيه نزديک ترجمه فارسي کتاب قصة الحوار الهادي در بخش کتب و مقالات سايت گذاشته خواهد شد
جناب
دكتر قزويني بعد چاپ اول كتاب دكتر غامدي ، در سال گذشته در 17 ذي الحجة
در معيت آقايان دكتر زماني مسؤول بعثه اهل سنت و جناب دكتر عادل اديب و
جناب مبلغي معاون آيت الله تسخيري مسؤول مجمع التقريب در منزل آقاي دكتر
حمدان غامدي مناظره سه ساعته داشتند كه نوار آن موجود است . دكتر غامدي در
برابر اعتراضات و ادله قاطع جناب دكتر قزويني بارها اظهار عجز و معذرت
خواهي كردند و متعهد شدند كه در چاپهاي بعدي موارد تحريف و دروغ را اصلاح نمايند ؛ گرچه در چاپ دوم نوشتهاند كه
... اما موارد بسياري از تحريف هنوز در اين كتاب موجود است .
حتي
بعد از عذرخواهي ها مكرر دكتر غامدي ، جناب آقاي دكتر زماني از دكتر
قزويني درخواست كرد كه شما هم پيشاني ايشان را ببوسيد . دكتر قزويني توضيح
داده بودند كه گرچه آقاي دكتر غامدي به خاطر خيانت در نقل مطالبشان
شايستگي بوسيدن ندارند ؛ اما به خاطر درخواست شما پيشاني ايشان را ميبوسم
.
مفصل اين قضيه در كتاب قصة الحوار الهادي از ص 397 به بعد آمده است كه مطالعه آن حقيقت را كاملاً روشن خواهد كرد .
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=70
لینک و متن فارسی این کتاب بزودی در این وبلاگ گذاشته خواهد شد .
{ قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين }
قصة الحوار الهادئ
مع
الدكتور الوهابي أحمد بن سعد حمدان الغامدي
(الأستاذ بجامعة أم القرى بمكة المكرمة للدراسات العليا)
تأليف
أ . د. محمد الحسيني القزويني
الأستاذفي الحوزة العلمية قسم الدراسات العليا في قم المقدسة
ورئيس قسم الحديث وعضو الهيئة العلمية
فصل الاول
فصل الثاني
فصل الثالث
ملحق الحوار الجديد
فهرست
استاد حسيني قزويني
در
جلسات گذشته پيرامون شبهاتي كه توسط آقاي عثمان الخميس كه از ليدرهاي
وهابيت است و در كويت مطرح كرده و در سايت هاي وهابي و أهل سنت هم قرار
گرفته، بخشي از آنها را پاسخ داديم. امروز بحثمان در رابطه با يكي ديگر از
شبهات وهابيت است كه ما را متهم مي كنند به غلو درباره ائمه (عليهم
السلام).
ايشان مي گويد:......
ايشان مي گويد:......
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
استاد حسيني قزويني
جهت دانلود فايل صوتي بر روي گزينه دانلود كليك كنيددانلود
بحث
ما در جلسه گذشته، در رابطه با سخنراني يكي از ليدرهاي وهابيت به نام
عثمان الخميس بود كه به قول خودش40 ،50 شبهه به شيعه وارد كرده است و آن
را در سايت هاي مختلف گذاشته و در كشورهاي مختلف، جزواتي را از اين
سخنراني چاپ و منتشر كرده اند. ما هم چندين شبهه را در جلسه گذشته پاسخ
داديم و امروز هم مي پردازيم به شبهه اي .......
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تمامي مطالب ذكر شده بر اساس اسناد و منابع معتبر اهل سنت است و با ذكر منبع و ماخذ در بخش متن عربي و عكس هاي ضميمه مي باشد . !!!!!!
توسل به پيامبر (ص) با رهنمود عثمان بن حنيف:
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_aghal&id=6
نقد افكار وهابيت در حوزه توسل
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_aghal&id=5
ادلّه علماى اهل سنّت بر جواز توسّل
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_aghal&id=19
وهابيت واتهام بدعت با خيالات واهى و باطل
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_aghal&id=20
آيا وهابيت پيرو پيامبر اعظم (ص) اند؟
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_aghal&id=27
بيست سال دوران باردارى در فقه حنفي
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=132
حكم كسى كه داخل شكم همسرش شده باشد به روايت وهابيت
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=148
حكم كسى كه با تمام بدنش داخل فرج و عورت زن شود
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=147
تغيير سنّتها به بهانه ضدّيّت باشيعه
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=157
تغيير سنّتها به بهانه ضدّيّت باشيعه(ساختن قبور و نماز ميّت)
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=159
مسافرت براى زيارت پيامبر (ص) سفر معصيت است
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=162
وجوه مشترك و مشابهت هاى رفتارى وهابيان با خوارج
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_khavarej&id=1
http://www.vahhabi.com/main.htm?id=1&bankname=vahhabi_aghal
احمد بن حنبل و بطلان نظريه قائلين به تجسيم
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_jahel&id=15
خداى وهابيت به صورت نو جوان و مو فرفرى است
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_jahel&id=8
خداى وهابيت مى تواند بر روى پشه قرار گيرد
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_jahel&id=7
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بسيار خوب ،از کدام شخصيت بزرگ و صاحب نام ومتولي او مي خواهيم سخن بگوئيم؟
اين شخص بزرگ، خليفه اول، جناب ابوبکر است، همان کسي که سقيفه و غصب خلافت با نام نازيباي وي آميخته وعجين شده است همان کسي که درپرونده ايمان وخدا شناسي وي دستهاي آلوده و نابکار تلاش مي کنند تا او را اول مرد مسلمان و لبيک گو به رسول خدا(ص) معرفي کنند.
ولي به اين سخن عجيب و پر معناي ابوحنيفه يکي از رؤساي فقهي و مذهبي اهل سنت گوش فرا دهيد که چه گفته است.
وي در اين سخن تاريخي پرده ضخيم جعل و تحريف را از حقايق تاريخي بر مي دارد و مي گويد: ايمان و اعتقادات ابوبکر با ايمان ابليس يکي است.
توجه داشته باشيم که شيطان يا همان ابليس مظهر و سمبل نيرنگ و حقه بازي و اغواگري است که خداوند او را بارها در قرآن لعن و نفرين کرده است.
ادامه مطلب
عمر جلد صحابة شربوا الخمر ! رغم أنهم شربوا مما كان يشرب
صحابة و خمر = خوش صحابة = عدالة صحابة شئت أم أبيت.
ادامه مطلب
نقش معاويه در تاريخ و حوادث صدر اسلام نقشي کاملا منفي است زيرا با آنکه لقب خال المؤنين را يدک مي کشد به اعتراف عبد الرحمن سيوطي در کتاب اللا لي المصنوعة في الاحاديث الموضوعة حتي يک حديث هم درمدح و ستايش وي صادر نشده است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
با آرزوی موفقیت برای همه

